تبليغاتX
نیمه گمشده - واسه لحظه هایی که دلم پر بود شعر زیر و گفتم.اگه دل شما هم پر بخونید

نیمه گمشده

واسه لحظه هایی که دلم پر بود شعر زیر و گفتم.اگه دل شما هم پر بخونید

    

دهر عجب جاییست عاشق می کشند

 سفله گان گویاو نیکان خامشند

دهر عجب جاییست غارت می کنند

ناکسان هر دم شرارت می کنند

شب شکاران خفته و شب با غضب

بی قراری می کنند یا للعجب

سایه ها از اصلشان پیداترند

مرده ها از زنده ها دانا ترند

آسمان هم گاه خست می کند

خاک را گویی سیاست می کنند

ناصحان در واژه ها گم گشته اند

مردمان گویی خرد را کشته اند

رسم عالم را دگرگون کردهاند

خاک را پرزاتش و خون کرده اند

آن به سختی تکه نانی می خورد

این یکی آسان جهانی می خورد

این چه آزارست در دنیای ما

این چه پیکارست در خاک خدا

کاشکی دلها همه بینا شوند

زرپرستان در جهان رسوا شوند

این همه پندار باطل را ببین

آرزوهای اراذل را ببین

هر کسی در بند کار خویشتن

عاقبت هم شرمسار خویشتن

پیرها مغموم درد بی کسی

نوجوانان غرق در دلواپسی

عشق را از جهل گردن می زنند

بهر دنیا بر سر و تن می زنند

وه چه تاریک است روز خاکیان

خاک اندر خاک می گردد نهان

من نمی دانم که آرامش کجاست؟

از چه رو ساز سعادت بی نواست؟

دست نا مردان چرا آلوده است؟

قامت مردان چرا فرسوده است؟

این همه تشویش خاطر بهر چیست؟

اضطراب هر مسافر بهر چیست؟

نسترن ها از چه پرپر می شوند

یاسها هر روز کمتر می شوند

امتداد دردو لذت تا کجاست؟

ابتدایش کو کجایش منتهاست؟

من نمی دانم که غم خوردن ز چیست؟

های وهوی بیش و کم خوردن ز چیست؟

من همی دانم  که گل پژمردنیست

هر که آمد هر چه آمد رفتنیست

دم به دم اینجا شقایق می کشند

دهر عجب جاییست عاشق می کشند

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 15:41  توسط نیما  |